عسل تو خواب و بیداری گفت بالا سرش سر و صدا نکنه بلند شد رفت تو اتاق ما . میگه دایی و مامان جون برن تو اون اتاق من میخوام بازی کنم ! از روزی که اومدیم اینجا همه اش افقیه و اون موبایل دستشه ! مرتیکه عن ! بازی نکن
روز میخوابه شب نمیدونم چه گوهی میخوره
سیستم پدر عزیزم که سکوته! یه گوه تو تهران گذاشتن یکی ام دنبال خودمون اوردیم اینجا . مرده شور این سیاست احمقانه ترسوتون رو ببره که بلد نیستین به جاش داد بزنید بی عرضه ها
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28
دومین روز سال نو ، بعد از صرف ناهار در خدمتتون هستم . ناهار قیمه + بادمجان پر پر شده مدل گل که بسیار زیبا شد . صبحی رفتم تو حیاط ورزش کردم میخواستم دور حیاط بدووم که متاسفانه گیر و گورش زیاده . بعد صبونه رفتم یه کمی یه طرف رو خلوت کردم برا فردا صبح . تنهایی همچنان فشار میاره ، خیلی زیاد اما چاره ای نیست .
میخواستم می وی رو دی اکتیو کنم اما دست نگه داشتم فعلا قراره هر ۶ ساعت سر بزنم و کلا کم برم سراغ گوشی که مستلزم اراده زیاده
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28
برنامه بخور بخور سنگین بود ظهر زاپاتا درست کردیم و شب برا غروب دلم میخواست کاسه اش دستم باشه. بارون اومد خورشید خانم ناز کردن اما ما آشمون رو خوردیم . شب قبلش راه افتادیم سمت دماوند اما نگذاشتن بریم و برگشت خوردیم کانهو چک برگشتی :))
سیزده خوبی بود خوش گذشت
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28
دیروز اولای تمرین محمد با یه بزغاله اومد :) یه کوچولو باهاش بازی کردم و تا اخر تمرین بوی بزغاله میدادم :)
از صبح تمام فرشای خونه زو جمع کردم باکه بشه طناب بزنم اما نشد که نشد عاقبتم رفتم تو حیاط نیم ساعت دویدم ! از موفقیت های ﮼ دیروز اینکه بالاخره موفق شدم هم کتاب بخونم هم سریال ببینم هم کتاب زبانم استارتش خورد . اهاااا دارم پادکستم گوش میدم می وی روهم یستم . سرک میکشمااا اما نه دایم :* به خودم
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28
گفت تو ایام قرنطینه کمتر آنلاین میشه. اوکی
تو ایام قرنطینه بیتوجه تر شد. اوکی
ایام بعد قرنطینه: دروغ چرا منتظر یه احوالپرسی ساده بودم که اونم هیچ ! یه پست گذاشته که تعدیل نیرو و فلان... چیز عجیبی نیست البته نه اینکه عجیب نباشه ادم با همه چی کم کم خو میگیره . به کم دیدن ، به کمتر دیدن و به ندیدن. سخته ها آسون نیست اما همینه
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28
بهم میگه خانم ماجراجو مزخرف ترین چیزیه که تا حالا شنیدم
ندید بدید
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28
برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: يکشنبه 7 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:28